• ورود
  • ثبت نام
  • فراموشی رمز عبور
  • ثبت نام
  • تایید موبایل
تصویر امنیتی
ارسال کد فعال سازی به:
ایمیل :
  • فراموشی رمز عبور
  • تایید کد
تصویر امنیتی
شماره موبایل:
چرا می پَرم؟ صدای پسری از پس سکوت اٌتیسم

چرا می پَرم؟ صدای پسری از پس سکوت اٌتیسم

برند: چشمه
دسته بندی: کتاب
فروشنده: Ravi
  • گروه سنی:کودک و نوجوان
  • قطع:رقعی
0
0
آماده ارسال
ارسال از طریق پیکارسال از طریق پست
  • خصوصیات
  • توضیحات
  • نظرات کاربران

مشخصات

  • گروه سنی: کودک و نوجوان
  • نوع جلد: شومیز
  • قطع: رقعی
  • زبان نوشتار: فارسی
  • نوع چاپ: سیاه و سفید
  • نوع کاغذ: کاهی
  • رده بندی کتاب: زندگی نامه و بیوگرافی

تکمیلی

  • نویسنده: نائوکی هیگاشیدا
  • مترجم: ریحانه ظهیری

توضیحات

وقتی خیلی کوچک بودم حتی نمی‌دانستم کودکی با نیازهای ویژه هستم. لابد می‌پرسید چه‌طور متوجه شدم. دیگران به من می‌گفتند با بقیه‌ی بچه‌ها فرق دارم و مشکل همین بود. برایم بسیار دشوار بود که مثل آدم‌های معمولی رفتار کنم. حتی همین الآن هم نمی‌توانم درست با آدم‌ها گفت‌وگو کنم. من برای کتاب خواندن یا با صدای بلند آواز خواندن مشکلی ندارم، اما همین که می‌خواهم سعی کنم با کسی حرف بزنم کلمات از ذهنم محو می‌شوند. البته گاهی می‌توانم چند کلمه‌ای بگویم، اما حتی همین چند کلمه هم پیامی را برخلاف منظورم منتقل می‌کند. وقتی از من می‌خواهند کاری انجام بدهم، نمی‌توانم واکنش مناسبی نشان دهم و وقتی عصبی می‌شوم، هر جا باشم، فرار می‌کنم. بنابراین حتی فعالیت ساده‌ای مثل خرید کردن هم، اگر تنها باشم، ممکن است برایم دردسر بزرگی درست کند. اما چرا در انجام این کارها ناتوانم؟ در روزهایی که با ناتوانی، بینوایی و افسردگی دست‌وپنجه نرم می‌کردم به این فکر افتادم که اگر همه‌ی مردم اُتیسم داشتند، چه‌طور می‌شد. اگر با اُتیسم داشتن به سادگی، مانند یک تیپ شخصیتی، برخورد شود همه‌چیز برایمان ساده‌تر از آن‌چه اکنون هست خواهد شد. بدون شک ما دیگران را به زحمت می‌اندازیم و اوقات ناخوشایندی به وجود می‌آوریم، اما آن‌چه از صمیم قلب می‌خواهیم این است که آینده‌ای روشن‌تر پیشِ ‌رویمان باشد. از خانم سوزوکی و مادرم، برای زحمت‌هایی که طی تمرین و مشاوره کشیده‌اند، تشکر می‌کنم. من در این تمرین‌ها روش ارتباطی‌ از طریق نوشتن را آموختم و حالا حتی می‌توانم چیزهایی در کامپیوترم بنویسم. مشکل این‌جاست که بسیاری از بچه‌هایی که اُتیسم دارند قصد ابراز وجود و توصیف احساسات‌شان را ندارند و حتی والدین‌شان هم به این‌که کودک‌شان چه‌طور فکر می‌کند یا چه احساسی دارد، نمی‌اندیشند. بنابراین بزرگ‌ترین آرزوی من این است که بتوانم به ‌شیوه‌ی خودم، با توصیف آن‌چه در ذهن افراد دارای اُتیسم می‌گذرد، سهم کوچکی در کمک به آن‌ها داشته باشم. همچنین امیدوارم مطالعه‌ی این کتاب بتواند از شما دوست بهتری برای ما بسازد. شما نمی‌توانید از روی ظاهر آدم‌ها درباره‌ی باطن‌شان قضاوت کنید، اما وقتی از باطن کسی مطلع باشید به هم نزدیک‌تر می‌شوید. ممکن است جهان اُتیسم از دید شما مکان شگفت‌انگیزی به نظر برسد، پس خواهش می‌کنم اندکی برای شنیدن آن‌چه می‌گویم و باید بگویم وقت بگذارید. در پایان برایتان سفر خوشی را در جهان ما، اُتیستیک‌ها، آرزو می‌کنم.

اونباما
×
سلام، چطور می تونم کمکتون کنم.